چالش سنت و دموکراسی- نشست اول : پیش درآمد Reviewed by SaBa on . سلسله سمينارهاى چالش سنت و دموكراسى در پى بررسى مساله ديرپایي و پایایى استبداد در ايران است. در پی یافتن پاسخی به اين پرسش كه چرا صدواندى سال پس از انقلاب مشروط سلسله سمينارهاى چالش سنت و دموكراسى در پى بررسى مساله ديرپایي و پایایى استبداد در ايران است. در پی یافتن پاسخی به اين پرسش كه چرا صدواندى سال پس از انقلاب مشروط Rating: 0
صفحه اصلی » درسگفتارها » چالش سنت و دموکراسی » چالش سنت و دموکراسی- نشست اول : پیش درآمد

چالش سنت و دموکراسی- نشست اول : پیش درآمد

سلسله سمینارهاى چالش سنت و دموکراسى در پى بررسى مساله دیرپایی و پایایى استبداد در ایران است. در پی یافتن پاسخی به این پرسش که چرا صدواندى سال پس از انقلاب مشروطه، ما هنوز در خم یک کوچه ایم؟

مهندس حسن شریعتمدارى در این سلسله مباحث نظریه  جدیدى عرضه می‌دارد و در ١۶ جلسه این تئوری را در زمینه هاى مختلف فلسفه، فرهنگ، دین، اقتصاد و اجتماع تبیین می کند و جامع و شامل بودن این نظریه را بررسى می نماید. شما میتوانید با شرکت در این سمینارها و طرح سوال و اظهار نظرهای خود به غناى آن کمک کنید.

پیوست ها:
فایل پادکست نشست اول
جزوه نشست اول : چالش سنت و دموکراسی-پیش درآمد
اسلاید: چالش سنت و دموکراسی-پیش درآمد

 

Clip to Evernote

نظر (1)

  • حامد

    با سلام به عنوان یک ایرانی درون کشور نکاتی که امیدوارم کمک کننده باشد را عرض میکنم:

    ۱- به وضوح میبینم که تماییز بین مفهوم individualism و Egotism در ذهنیت خیلی از ما ایرانیان شکل نگرفته و این دو را با هم قاطی میکنیم.

    ۲- به دلیل دشمنی دراز تاریخی که بین ایران با یونان و رم بوده , وقتیکه در جمعی من نوعی صحبت میکنم که چقدر یونان و رم تمدن باشکوه و پیشرفته‌ای در زمان خود داشتند مردم یک مقدار گارد میگیرند. درحالیکه میدانیم وقتی بخواهیم در مورد خیلی مسایل بنیادین غرب صحبت کنیم خیلی جاها باید به یونان و رم ارجاع بدیم و وقتی مردم ما در مقابل اینها یک حالت جبهه گرفتن دارند و پذیرایی لازم را ندارن یه مقدار کار ما سخت میشه.
    این جبهه گرفتنها متاسفانه حتی در بین اندیشمندان ما هم هست و باعث شده که مثلا از یک نویسنده بسیار تاثیر گذار و شاخص در فرهنگ غربی مثل سیسرون خیلی به ندرت مطلبی گفته میشه[به جرم رمی بودن!] ولی یکی مثل میشل فوکو را خیلی خوب میشناسیم.
    به هر حال بهتر است یک راه حلی برای این مشکل پیدا کرد چون متاسفانه این جبهه گرفتن و پذیرا نبودن باعث میشود که خیلی از مفاهیم و مطالب آن وزن و جایگاهی را که شایسته است در ذهن ما داشته باشند, نگیرند.

    ۳- اصولا همانگونه که عرض کردید ما در نیمه دوم قرن ۱۹ و در مقطع زمانی با غرب آشنا شدیم که غرب از فرد به سمت جامعه ( متشکل از افراد) حرکت کرده بود و این برای ما بد جا افتاد که مفهوم جامعه را با اجتماع جمع گرای خودمان قاطی . و متوجه نیستیم که جامعه از افراد تشکیل شده. ما با آن دوره‌ای که اروپا اومانیست داشت ارتباطی نداشتیم و آنرا درک نکردیم.

    با تشکر از شما و آرزوی پیروزی

    پاسخ دادن

نظر

Scroll to top